محمد مهرجو

معلم
مشخصات
داستان زندگی
اطلاعات متوفی
نام و نام خانوادگی محمد
نام پدر مهرجو(سفیدکن)
تاریخ تولد 1344/01/01
تاریخ وفات 1404/03/09
دانلود فایل QRCode
نشانی آرامگاه
قرائت قرآن
فاتحه
0:00 0:00
قرائت قرآن
1 فاتحه
2 آیت الکرسی
3 سوره یاسین
4 سوره حاقه و حجرات
5 سوره الرحمن
6 سوره صافات
زیارت اهل قبور
7 زیارت اهل قبور
8 زیارت اهل قبور 2
زیارت عاشورا
9 زیارت عاشورا - آهنگران
10 زیارت عاشورا - علیزاده
11 زیارت عاشورا - ارضی
12 زیارت عاشورا - براتی
13 زیارت عاشورا - بکایی
14 زیارت عاشورا - فرهمند
15 زیارت عاشورا - حبیبی
16 زیارت عاشورا - حدادیان
17 زیارت عاشورا - حسینی
18 زیارت عاشورا - کریمی
19 زیارت عاشورا - خلج
20 زیارت عاشورا - خلیلی
21 زیارت عاشورا - منصوری
22 زیارت عاشورا - میرداماد
23 زیارت عاشورا - مطیعی
24 زیارت عاشورا - سلحشور
25 زیارت عاشورا - سماواتی
26 زیارت عاشورا - صادقی
27 زیارت عاشورا - سلطانی
28 زیارت عاشورا - طاهری
دعای عهد
29 دعای عهد - موسوی
30 دعای عهد
دعای توسل
31 دعای توسل - فرهمند
32 دعای توسل - هلالی
33 دعای توسل - منصوری
34 دعای توسل - میرداماد
35 دعای توسل - رستگار
36 دعای توسل - سلحشور
37 دعای توسل - سازگار
38 دعای توسل - سازور
39 دعای توسل
آلبوم تصاویر
ویدئو

ویدیویی ثبت نشده است.

داستان زندگی

 

پدر عزیزمان، متولد اول فروردین ۱۳۴۴ در دزفول، مردی شریف، صبور، مهربان و فداکار بود؛ مردی از جنس صبر، عشق و ایستادگی که بخش بزرگی از جوانی خود را به سختی و در راه دفاع از وطن سپری کرد. در سال‌های دفاع مقدس به جبهه رفت و در جریان جنگ مجروح شد. پس از آن، هشت سال از جوانی‌اش را در اسارت عراق، در قرارگاه موصل، با رنج، سختی و دوری از خانواده گذراند؛ سال‌هایی دشوار که با صبر و استقامت پشت سر گذاشت، بی‌آنکه مهر و محبتش نسبت به خانواده در وجودش کمرنگ شود.

در سال ۱۳۷۰ با همسرش، مریم، ازدواج کرد و زندگی مشترکی را آغاز نمود. سال‌های پس از آن را در کنار همسر و فرزندانش، مهدی، میثم و مهنوش، سپری کرد و خانواده برای او تمام دلخوشی و دنیایش بود. با وجود سختی‌هایی که از سر گذرانده بود، با عشق و دلسوزی به زندگی ادامه داد و سال‌ها به عنوان معلم، با دستانی خسته اما دلی بزرگ، برای خانواده و جامعه‌اش تلاش کرد. از سال ۱۳۹۲ نیز در شاهین‌شهر اصفهان ساکن شد و سال‌های باقی‌مانده عمرش را در کنار خانواده سپری کرد.

در فروردین ۱۴۰۴، پس از سال‌ها تحمل رنج‌ها و آثار به‌جامانده از جنگ، به بیماری سرطان پانکراس و صفرا مبتلا شد. بیماری، روزهای پایانی زندگی‌اش را سخت و طاقت‌فرسا کرد، اما حتی در آن روزهای دشوار نیز صبر و استقامتش، همچون تمام سال‌های زندگی، پابرجا ماند. سرانجام در سالروز تولد همسرش، نهم خرداد ۱۴۰۴،  آرام و غریبانه از میان ما رفت و داغی سنگین و جبران‌ناپذیر بر دل خانواده گذاشت.

برای ما، او تنها یک پدر نبود؛ تکیه‌گاهی بود که بودنش به خانه معنا می‌داد و حضورش دلگرمی روزهای سخت بود. امروز جای خالی‌اش را با تمام وجود احساس می‌کنیم؛ در سکوت خانه، در لحظه‌های زندگی و در خاطراتی که هر روز بیش از پیش به سراغمان می‌آیند. شاید دیگر صدایش را نشنویم، دست‌های مهربانش را نبوسیم و نتوانیم حضور گرمش را در کنار خود احساس کنیم، اما تمام آنچه از او به یادگار مانده، از مهربانی و محبتش گرفته تا صبر، ایستادگی و درس‌های زندگی‌اش، برای همیشه در قلب ما زنده خواهد ماند.

پدر جان، تو روزهای سخت بسیاری را پشت سر گذاشتی، از جوانی‌ات برای دفاع از وطن گذشتی و سال‌های طولانی دوری و اسارت را تحمل کردی، اما هیچ‌گاه لبخند، محبت و عشق خود را از خانواده دریغ نکردی. رفتنت پایان حضورت در زندگی ما نبود؛ تو در قلب ما ماندگار شدی و خاطره بودنت تا همیشه با ما خواهد ماند. نامت، مهربانی‌ات و تمام لحظاتی که در کنارت گذراندیم، بخشی از وجود ماست و هیچ فاصله‌ای نمی‌تواند آن را از ما بگیرد.

پدر جان، رفتی، اما هیچ‌وقت از زندگی ما نخواهی رفت.
تا آخرین نفس دلتنگت خواهیم بود و یاد و خاطره‌ات را با تمام وجود زنده نگه خواهیم داشت.

روحت شاد و یادت جاودان.

3
صلوات تا کنون فرستاده شده است
تسبیح
ذکر و دعا
🎵 پخش فاتحه