پدر عزیزمان، متولد اول فروردین ۱۳۴۴ در دزفول، مردی شریف، صبور، مهربان و فداکار بود؛ مردی از جنس صبر، عشق و ایستادگی که بخش بزرگی از جوانی خود را به سختی و در راه دفاع از وطن سپری کرد. در سالهای دفاع مقدس به جبهه رفت و در جریان جنگ مجروح شد. پس از آن، هشت سال از جوانیاش را در اسارت عراق، در قرارگاه موصل، با رنج، سختی و دوری از خانواده گذراند؛ سالهایی دشوار که با صبر و استقامت پشت سر گذاشت، بیآنکه مهر و محبتش نسبت به خانواده در وجودش کمرنگ شود.
در سال ۱۳۷۰ با همسرش، مریم، ازدواج کرد و زندگی مشترکی را آغاز نمود. سالهای پس از آن را در کنار همسر و فرزندانش، مهدی، میثم و مهنوش، سپری کرد و خانواده برای او تمام دلخوشی و دنیایش بود. با وجود سختیهایی که از سر گذرانده بود، با عشق و دلسوزی به زندگی ادامه داد و سالها به عنوان معلم، با دستانی خسته اما دلی بزرگ، برای خانواده و جامعهاش تلاش کرد. از سال ۱۳۹۲ نیز در شاهینشهر اصفهان ساکن شد و سالهای باقیمانده عمرش را در کنار خانواده سپری کرد.
در فروردین ۱۴۰۴، پس از سالها تحمل رنجها و آثار بهجامانده از جنگ، به بیماری سرطان پانکراس و صفرا مبتلا شد. بیماری، روزهای پایانی زندگیاش را سخت و طاقتفرسا کرد، اما حتی در آن روزهای دشوار نیز صبر و استقامتش، همچون تمام سالهای زندگی، پابرجا ماند. سرانجام در سالروز تولد همسرش، نهم خرداد ۱۴۰۴، آرام و غریبانه از میان ما رفت و داغی سنگین و جبرانناپذیر بر دل خانواده گذاشت.
برای ما، او تنها یک پدر نبود؛ تکیهگاهی بود که بودنش به خانه معنا میداد و حضورش دلگرمی روزهای سخت بود. امروز جای خالیاش را با تمام وجود احساس میکنیم؛ در سکوت خانه، در لحظههای زندگی و در خاطراتی که هر روز بیش از پیش به سراغمان میآیند. شاید دیگر صدایش را نشنویم، دستهای مهربانش را نبوسیم و نتوانیم حضور گرمش را در کنار خود احساس کنیم، اما تمام آنچه از او به یادگار مانده، از مهربانی و محبتش گرفته تا صبر، ایستادگی و درسهای زندگیاش، برای همیشه در قلب ما زنده خواهد ماند.
پدر جان، تو روزهای سخت بسیاری را پشت سر گذاشتی، از جوانیات برای دفاع از وطن گذشتی و سالهای طولانی دوری و اسارت را تحمل کردی، اما هیچگاه لبخند، محبت و عشق خود را از خانواده دریغ نکردی. رفتنت پایان حضورت در زندگی ما نبود؛ تو در قلب ما ماندگار شدی و خاطره بودنت تا همیشه با ما خواهد ماند. نامت، مهربانیات و تمام لحظاتی که در کنارت گذراندیم، بخشی از وجود ماست و هیچ فاصلهای نمیتواند آن را از ما بگیرد.
پدر جان، رفتی، اما هیچوقت از زندگی ما نخواهی رفت.
تا آخرین نفس دلتنگت خواهیم بود و یاد و خاطرهات را با تمام وجود زنده نگه خواهیم داشت.
روحت شاد و یادت جاودان.